عبد الله احمديه

208

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

كه در كتب پزشكان قديم از آنها ياد شده بود . ابتدا اين نوع تجويز را به تصوّر انصراف خيال بيمار به كار مىبردم . كم‌كم متوجه شدم كه اين داروهاى طبيعى گاه فوق العاده مؤثر و بلكه قاطع مرضند . رفته‌رفته به اثرات آنها عقيده راسخ پيدا كرده و به تعقيب پرداختم . بايد اعتراف كنم در حقيقت گاهى اثر درمانى آن‌چنان قطعى بود كه به معجزه شباهت داشت . بىنهايت متأسفم كه اسامى بيماران خود و شرح حال آنان را به موقع يادداشت نكردم . تعداد اين قبيل بيماران كه تحت درمان قرار گرفتند بيش از هزار نفر بود . در صفحات بعد فقط شرح حال چند نفر از آنان را كه مختصرا يادداشت برداشته‌ام و سپس سرگذشت تعداد ديگرى از بيماران كليوى را كه مفصل‌تر نگارش يافته معروض مىدارم : بر بالين بيمار بيمار اول * جوانى بنام عباس . ط . كارمند وزارت فرهنگ مبتلاء ، به سنگ كليه بود . نزد بسيارى از اطباء و متخصصان مجارى ادرار به معالجه پرداخت هيچ نتيجه‌اى نگرفت . بالاخره در بيمارستان رضوى مشهد پس از راديوگرافى و مسجل شدن وجود سنگ دستور عمل جراحى داده شد ولى او امتناع ورزيد . در تهران به اينجانب رجوع نمود . دستور دادم سياهدانه را كوبيده با عسل آميخته ، حب سازد و روزى چند عدد ( تا يك مثقال ) از آن بخورد . مدتى بدين دستور ادامه داد . به كلى رفع بيمارى او گرديد . * * * بيمار دوم * يكى از دوستانم كه بسيار خوش‌گذران و فربه و دچار بيمارى قند بود با خوردن گوشت زياد و غذاهاى نامناسب ديگر دچار پهلودرد بسيار سختى شد . چون در آمل مسكن داشت او را فورا به بيمارستان بابل نزد اطباى آن مريضخانه بردند . نظر دادند كه بايد به هر